روز وصل دوستداران یاد باد یاد باد آن روزگاران یاد باد
روز وصل دوستداران یاد باد یاد باد آن روزگاران یاد باد

روز وصل دوستداران یاد باد یاد باد آن روزگاران یاد باد

#نوستالژی چرخ و فلکی

https://s6.uupload.ir/files/%DA%86%D8%B1%D8%AE_%D9%88_%D9%81%D9%84%DA%A9%DB%8C_gwwk.jpg

#نوستالژی چرخ و فلکی

وقتی به لحظه های قشنگ دوران کودکیم فکر میکنم بعضی از خاطره های اون دوران هست که هیچ وقت از ذهنم بیرون نمیره.خیلی از این خاطره ها و بازی های بچه گانه تو ذهنم هک شدند و با گذشت زمان قشنگی هاست که بهش اضافه میشه.وقتی از خیابون قدیمیمون میگذشتم چیزی رو بعد از سالها دیدم که شاید خیلی از اون روزای قشنگو تداعی کرد.

تو راه باریکه های کودکی ذهنم تمام شوق وذوق کودکانه من ختم میشد به چرخ وفلک های موشکی که هر وقت آقای چرخ و فلکی از محلمون میگذشت با ذوق و شوق در حالی که یه سکه پنج تومانی زرد رنگ تو دستم بود از خونه بیرون می اومدم و به طرف آقای چرخ و فلکی می دویدم.

تمام لذت... تو مرحله ای بود که می رفتم و می رسیدم به قله چرخ وفلک واز اون بالا همه آدمارو یه جور دیگه میدیدم. تمام ذوق و خنده های کودکانه به این بود که از اون بالا سرتو خم کنی و به آسمون و ابراش نگاه کنی..... یادمه همیشه از آقای چرخ و فلکی می خواستم که تند تر بچرخونه. بعضی وقته هم ازش میخواستم ته چند دور بیشتر چرخ بخورم اونم همیشه به خواستم جواب مثبت میداد.بماند که به خاطر تند ...

زِ نیرو بُوَد مرد را راستی

https://s6.uupload.ir/files/%D8%B2%D9%90_%D9%86%DB%8C%D8%B1%D9%88_px0e.jpg

زِ نیرو بُوَد مرد را راستی

امروز، ۱۷ شوال، روز شکست عَمروبن‌عَبدِوَد از امام علی(ع) در جنگ خندق است و روز فرهنگ پهلوانی و ورزش زورخانه‌ای نام دارد.

ما بچه مدرسه ای های قدیمی

ما بچه مدرسه ای های قدیمی

پاکن هایی ز پاکی داشتیم

یک تراش سرخ لاکی داشتیم

کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت

دوشمان از حلقه هایش درد داشت

گرمی دستانمان از آه بود

برگ دفترهایمان از کاه بود

ما درون نیمکت جا می شدیم

ما پر از تصمیم کبری می شدیم

با وجود سوز و سرمای شدید

ریزعلی،پیراهنش را می درید

کاش می شد باز کوچک می شدیم

لااقل یک روز کودک می شدیم!!!!

دو دختر دانشجوی مسلمان پیرو‌خط امام یک دیپلمات امریکایی گروگانشان را در محوطه سفارت امریکا در تهران جابجا می‌کنند، سال ۱۳۵۸

https://s6.uupload.ir/files/%E2%80%8F%D8%AF%D9%88_%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1_jyoe.jpg

دو دختر دانشجوی مسلمان پیرو‌خط امام یک دیپلمات امریکایی گروگانشان را در محوطه سفارت امریکا در تهران جابجا می‌کنند، سال ۱۳۵۸

عکس از رضا دقتی

صفحه علی ملیحی

قدیما توی قدیما موند ...

قدیما توی قدیما موند ...

قدیما شبا بالا پشت بوم میخوابیدیم و ستاره ها رو می شمردیم و دلمون به وسعت یه آسمون بود ...

این روزها چشما میندازیم به سقف محقر اتاقمون و گرفتاری هامونو می شمریم ...

قدیما یه تلویزیون سیاه و سفید داشتیم و یه دنیای رنگی ...

این روزا تلویزیونای رنگی و سه بعدی و یه دنیای خاکستری ...

قدیما اگه نون و تخم مرغ تموم میشد ، راحت می پریدیم و زنگ همسایه رو هر ساعتی از شبانه روز می زدیم و ...

این روزها اگه همزمان ، درب واحد اونا باز شه بر میگردیم تا که مجبور نشیم باهاش سلام علیک کنیم ...

قدیما از هر فرصتی استفاده می کردیم که با دوستا و فامیل ارتباط داشته باشیم چه با نامه چه کارت پستال و چه حضوری ...

این روزها با "بهترین دستگاه های رسانه ای" هم ، با هم ارتباط نداریم ...

قدیما یه پنجشنبه جمعه بود و یه خونه پدر بزرگ با فک و فامیل ...

این روزا پر از تعطیلی ، ولی کو پدربزرگه؟

کو اون فامیل؟

کو اون خونه ؟

حیف

قدیما توی قدیما موند ...